Eterniseed

غزل غزل‌ها 7

ترجمه قدیم · Persian · Free, public domain

1 در شولمیت چه می‌بینی؟ مثل محفل دولشکر.

2 ناف تو مثل کاسه مدور است که شراب ممزوج در آن کم نباشد. بر تو توده گندم است که سوسنها آن را احاطه کرده باشد.

3 دو پستان تومثل دو بچه توام غزال است.

4 گردن تو مثل برج عاج و چشمانت مثل برکه های حشبون نزددروازه بیت ربیم. بینی تو مثل برج لبنان است که بسوی دمشق مشرف می‌باشد.

5 سرت بر تو مثل کرمل و موی سرت مانند ارغوان است. و پادشاه در طره هایش اسیر می‌باشد.

6 ‌ای محبوبه، چه بسیار زیبا و چه بسیار شیرین به‌سبب لذتهاهستی.

7 این قامت تو مانند درخت خرما وپستانهایت مثل خوشه های انگور می‌باشد.

8 گفتم که به درخت خرما برآمده، شاخه هایش راخواهم گرفت. و پستانهایت مثل خوشه های انگور و بوی نفس تو مثل سیبها باشد.

9 و دهان تومانند شراب بهترین برای محبوبم که به ملایمت فرو رود و لبهای خفتگان را متکلم سازد. محبوبه

10 من از آن محبوب خود هستم و اشتیاق وی بر من است.

11 بیا‌ای محبوب من به صحرا بیرون برویم، و در دهات ساکن شویم.

12 و صبح زود به تاکستانها برویم و ببینیم که آیا انگور گل کرده وگلهایش گشوده و انارها گل داده باشد. در آنجامحبت خود را به تو خواهم داد.

13 مهر گیاههابوی خود را می‌دهد و نزد درهای ما هر قسم میوه نفیس تازه و کهنه هست که آنها را برای تو‌ای محبوب من جمع کرده‌ام.

Read ترجمه قدیم with narration, notes, and lessons in the Eterniseed app.